بصیرت

لا يحمل هذا العلم الا اهل البصر و الصبر و العلم بمواضع الحق

جنگ ما، جنگ عقیده است(به بهانه سالروز شهادت شهید احمدی روشن)

منظومه اعتقادی نظام جمهوری اسلامی ایران به‌موجب اتصال به جریان وحدانیت و الهیت، در بیش از سی سال از حیات خود، همواره عرصه‌ای برای گفتمان‌سازی و اشاعه تفکرات دینی و انقلابی فراهم نموده است.

انقلاب اسلامی در طول دوران زیست خود، به بازتولید مفاهیم اساسی و بنیادی در عرصه‌های مختلف پرداخت.مفاهیمی که به سبب شرایط در طول دوران بعد از ائمه(ع)، به‌ندرت و در مقاطعی کوتاه مجال ظهور و بروز پیدا کرده، ولی هیچ‌گاه به صورت مدون و مهندسی شدهو به صورت گفتمان غالب و حاکم، عرصه‌ای برای ابراز،نیافته بودند.
اما از آن میان، فضیلت اخلاقی به نام «شهادت» می‌تواند محل بحث باشد.
"شهادت" به شهادت تاریخ، در تمام مقاطع تاریخی از خلقت آدم ابوالبشر تا آخرالزمان، در کسوت‌های مختلف وجود داشته وهمواره نیز به‌عنوان ارزشی پایدار و همیشگی به‌شمار رفته است.
انقلاب اسلامی این فضیلت اساسی را زنده و آن را به ابزاری برای تحقق بقای اسلام و هم‌چنین تناور کردن آموزه‌های دینی مبدل نمود.
قبل از انقلاب به‌نحوی و بعد از انقلاب به شیوه‌ای دیگر این حسنه عظمی،محاسبات مستکبرین را درهم شکست.

زمانی در اعتراض به حکومت جائر، آحاد ملت به میدان می‌آمدند و در برهه‌ای نه چندان دور باز با همان نیت،اما در مقابل دشمنی بیرونی،خود را در معرض آن امتحان بزرگ قرار می‌دادند.اما اینک نبرد و مبارزه به شیوه‌ای دیگر تغییر نموده است. روزگاری اگر کسی می‌خواست به فیض عظمای شهادت نائل شود،باید ترک درس و بحث و دانشگاه می‌نمود و خود را در اولین فرصت به خاکریزهای جنگ می‌رساند، حال اما قصه قدری متفاوت‌تر است. اگر انسان طالب شهادت باشد، باید هرکجا که هست خود را به دانشگاه برساند، دانشگاهی که به نوعی، مظهر غرب و فرهنگ منحط غرب شده است.

 

امام خمینی و دفاع مقدس


اما اساسا چرا امروز میدان جنگ، در درون دانشگاه است؟
بحث بر سر این موضوع به سبب آن که پیشینه پرداخت گسترده‌ای دارد، به نظر، تکرار مکررات است، ولی غفلت از آن نیز خود، بی‌تفاوتی به دنبال دارد.

آری دانشگاه، امروز، محل مجادله ای بین مفهوم و مصداق ولایت مطلقه فقیه و متون و محتوای درسی است. شاید جالب باشد اما به واقع جدال امروز به همین شکل است، همان که امام(ره) فرمود "جنگ ما، جنگ عقیده است."

عقیده ما نشأت گرفته از آرمان‌ها و آموزه‌های اعتقادی ما است و اما اعتقاد دشمن در محتوایی است که امروز در ذهن جوانان این مرز و بوم در دانشگاه‌های علوم انسانی جای داده است. حال چرا باید این‌گونه باشد، آن‌سان که هر نفر از این جوانان برای ما همچون احمدی‌روشن هستند؟ آیا اساسا باب شهادت در دانشگاه‌های علوم انسانی باز است؟ پاسخ به این سؤال با تأملی در اهداف و نیات دشمن، در به شهادت رساندن امثال احمدی روشن به واقع قدری ملموس است.

روشن است که شهید مصطفی احمدی‌روشن اگر دانشجوی علوم انسانی بود، هیچ‌گاه به شهادت نمی‌رسید. جرم احمدی‌روشن این بود که مقلد نبود؟ احمدی‌روشن به این دلیل به شهادت رسید که خود را اسیر و مطیع تفکرات زائد دشمن در غالب علوم انسانی ننموده بود و دشمن، در مسیر حرکت انقلاب اسلامی به سمت پیشرفت‌های هسته‌ای، تاب اراده او را نیاورد و او را به شهادت رساند.

اما جای این سؤال باقی است که چرا دشمن هیچ‌گاه اراده دانشمندان علوم انسانی را برای متوقف نمودن آن‌ها از حرکت‌های علمی نشانه نمی‌رود؟ و اساسا چرا دانشمندی از اساتید علوم انسانی دانشگاه‌های ما از فیض شهادت بهره نمی‌برد؟
پر واضح است که ترور این عزیزان توسط دشمن، نوعی خودزنی برای آن‌ها به حساب می‌آید، چرا که به‌واسطه تحصیل و تدریس محتوای باطل، اساتید دانشگاه‌های علوم انسانی مبدل به پیاده‌نظام دشمن در بیان اهداف و عملیاتی کردن مقاصدشان شده‌اند و حال چرا دشمن این معامله را علیه خود برهم زند؟

آن روزی که بدخواهان انقلاب، سرمایه‌گذاری و همت خود را برای به شهادت رساندن اساتید و دانشمندان علوم انسانی به کار گیرند، حقیقتا پنجره‌ای تازه در انقلاب اسلامی برای تنفس گشوده شده است.
أَلَیسَ الصُّبحُ بِقَریب... ان شاءالله

+ نوشته شده در  شنبه ۱۳۹۴/۱۰/۲۶ساعت 11:26  توسط مجتبی کشوری(خادم الشهدا)  | 

۹ دی؛ روز شكست فتنه از مردم

 

روز نهم دی در تاریخ ماند. این جمله رهبر انقلاب اسلامی است. ایشان فتنه ۸۸ را حاصل برنامه‌ریزی چندین ساله‌ی دشمنان و در ادامه‌ی قضایایی چون فتنه‌ی سال ۷۸ تحلیل میكنند و راه‌حل علاج آن را حركت عظیم مردمی همانند آنچه در ۹ دی سال ۸۸ اتفاق افتاد می‌دانند. از نگاه رهبر انقلاب روح دیانت حاكم بر دلهای مردم و توجه به فرهنگ عاشورا از خصوصیات مشترك حماسه‌ی ۹ دی و حوادث دوران پیروزی انقلاب اسلامی است. حضرت آقا حركت ۹ دی را عامل در هم پیچیده‌شدن بساط فتنه و فتنه‌گران و حادثه ای ماندنی در تاریخ معرفی می‌كنند.

آنچه در ادامه می‌آید گزیده‌ای از «روایت تاریخی حماسه ۹ دی» در بیانات رهبر انقلاب اسلامی است:
 
 برنامه‌ریزی ده ساله دشمن برای فروپاشی نظام اسلامی در سال ۷۸ و ۸۸ 
دشمنان ما تصور ميكردند با رحلت امام، آغاز فروپاشى اين نظام مقدس كليد زده خواهد شد. آنها خيال ميكردند امام كه رفت، بتدريج اين شعله خاموش خواهد شد، اين چراغ خاموش خواهد شد. بعد، مراسم تشييع جنازه‌ى امام، آن احساسات مردم، آن حركت عظيم مردم در حمايت از كارى كه خبرگان كردند، اينها را مايوس كرد. يك برنامه‌ريزى ده ساله كردند - اين تحليل من است، اين به معناى اطلاع نيست؛ تحليلى است كه قرائن آن را براى ما اثبات ميكند - ده سال بعد اميدوار بودند كه نتيجه بدهد. سال ۷۸ كه آن حوادث پيش آمد، آن كسى كه اين حوادث را خنثى كرد، مردم بودند. روز بيست و سوم تير سال ۷۸ مردم آمدند در خيابانها، توطئه‌ى دشمن را كه سالها برايش برنامه‌ريزى كرده بودند، در يك روز باطل كردند. آن روز گذشت. موج دوم، باز يك برنامه‌ريزى ده‌ساله بود تا سال ۸۸ . به نظرشان فرصتى به دست مى‌آمد. به خيال خودشان زمينه‌ها را آماده كرده بودند. مطالباتى هم مردم داشتند - مردمى كه وابسته‌ى به نظامند، وفادار به نظامند - فكر كردند از اين مطالبات بتوانند استفاده كنند؛ لذا آن قضاياى سال ۸۸ به وجود آمد. دو سه ماه تهران را متلاطم كردند - البته فقط تهران را - دو سه ماه توانستند دلها و ذهنها را به خودشان مشغول كنند. اينجا هم مردم آمدند توى ميدان. بعد از آنكه باطنها ظاهر شد، در روز قدس مردم ديدند كه اينها حرف دلشان چيست، در روز عاشورا فهميدند كه اينها عمق خواسته‌هاشان تا كجاست، مردم عزيز ما به ميدان آمدند و حماسه‌ى نه دى را به راه انداختند. نه فقط در تهران، بلكه در سراسر كشور، ميليونها نفر در روز نهم دى، بعد هم بلافاصله در بيست و دوى بهمن آمدند توى ميدان، غائله را ختم كردند. اين، هنر مردم است. درود به مردم ايران. درود به ملت مومن و مبارز و بصير و آگاه ايران. ان‌شاالله به توفيق الهى، مردم همين راه را و همين خط را و همين آرمان را و همين عزم و همت را تا آخر ادامه خواهند داد. ۱۳۹۰/۰۳/۱۴
 
* حضور پرشور مردم؛ عامل شكست فتنه هجدهم تیر و فتنه ۸۸ 
در فتنه‌ى هجدهم تير، پنج روز بعد از اينكه فتنه‌گران فتنه‌ى خود را شروع كردند، مردم آن حركت عظيم ۲۳ تير را، نه فقط در تهران، بلكه در ساير شهرها به راه انداختند. در فتنه‌ى ۸۸، دو روز بعد از حوادث عاشورا، آن قضيه‌ى عظيم نهم دى به راه افتاد. همان وقت بعضى از ناظران خارجى كه از نزديك ديده بودند، در مطبوعات غربى نوشتند و ما ديديم، كه گفته بودند آنچه در نهم دى در ايران پيش آمد، جز در تشييع جنازه‌ى امام، چنين اجتماعى، چنين شورى ديده نشده بود. اين را مردم كردند. حضور مردم اينجورى است۱۳۹۰/۰۷/۲۰
 حركت عظیم مردمی؛ تنها راه‌حل مقابله با فتنه ۸۸ 
فتنه‌ى ۸۸ تنها آن چيزى نبود كه توى خيابان به وسيله‌ى تعدادى آدم ديده شد؛ اين يك چيز ريشه‌دارى بود، يك بيمارى عميقى درست كرده بودند، اهدافى داشتند، زمينه‌ها و مقدمات فراوانى برايش چيده شده بود، كارهاى بزرگى شده بود و هدفهاى بسيار خطرناكى دنبال اين كار بود، كه با اين برخوردهاى گوناگون سياسى و امنيتى و اينها حل نميشد؛ يك حركت عظيم مردمى لازم داشت؛ كه اين حركت، حركت ۹ دى بود؛ آمدند بساط فتنه و فتنه‌گران را در هم پيچيدند. لذاحادثه‌ى ۹ دى يك حادثه‌ى ماندنى در تاريخ ماست. من آن سال هم گفتم - پارسال بود يا پيرارسال بود - كه اين حادثه، حادثه‌ى كوچكى نيست. اين حادثه، شبيه حوادث اول انقلاب است. اين حادثه بايستى حفظ شود، بايستى گرامى داشته شود. ۱۳۹۰/۰۹/۲۱

 روح دیانت حاكم بر مردم؛ نقطه مشترك ۹ دی و حضور مردم در سال ۵۷
در قضيه‌ى ۹ دى سال ۸۸ يك نكته اساسى است و آن نكته برميگردد به هويت انقلاب و ماهيت انقلاب. يعنى همان روحى كه حاكم بود بر اصل انقلاب ما و آن حضور عظيم بى‌نظير تاريخى در سال ۵۷، همان روح در ماجراى ۹ دى نشان داده شد؛ كمااينكه در قضاياى گوناگون ديگر هم نشان داده شده، ليكن در ۹ دى به شكل بارزى نشان داده شد؛ به طورى كه جاى انكار و ترديد و تامل براى هيچ كس از بدخواهان و دوستان و دشمنان و ديگران باقى نگذارد. آن روح چه بود؟ روح ديانت حاكم بر دلهاى مردم بود. ۱۳۹۰/۰۹/۲۱

 توجه به فرهنگ عاشورا؛ خصوصیت مشترك ۹ دی و حوادث اول انقلاب 
يكى از خصوصيات ديگرى كه در حادثه‌ى ۹ دى هست، كه باز آن را كاملا به حوادث انقلاب نزديك ميكند، مسئله‌ى عاشوراست. يعنى در حوادث اول انقلاب هم محرم پيش آمد و امام آن نكته‌ى عظيم عجيب تاريخى را بيان كردند: «ماهى كه خون بر شمشير پيروز است». اين حرف كوچكى نيست: پيروزى خون بر شمشير. ماها عادت كرده‌ايم، اين حرفها را هى تكرار ميكنيم؛ كانه عمقش گاهى از يادمان ميرود. خون بر شمشير پيروز ميشود، مظلوم بر ظالم فائق مى‌آيد، كشته بر كشنده فائق مى‌آيد؛ اين همان چيزى است كه در عاشورا پيش آمد. امام اين را در محرم سال ۵۷ مطرح كردند، در قضيه‌ى ۹ دى هم باز پاى امام حسين در ميان بود، پاى عاشورا در ميان بود. اگر آن حركات سخيف و در واقع گريه‌آور از سوى اين گروه‌هاى ايضا سخيف، در عاشورا پيش نمى‌آمد، اين حركت عظيم و اين تحرك عمومى مردم معلوم نبود به اين شكل به وجود بيايد. اينجا هم پاى عاشورا در ميان بود. ۱۳۹۰/۰۹/۲۱

 موضع‌گیری صریح در مقابل اهانت به امام حسین(ع)؛ نشانه روشن‌بینی مردم 
مى‌بينيد مردم پايبندى‌شان به مسائل دينى و ارزشهاى معنوى بيشتر شده است. كى در كشور ما اين همه جوان در مراسم معنوى شركت ميكردند؛ در مراسم عبادى ماه رمضان، در روز عيد فطر؟ اين اجتماعات عظيم، اين روشن‌بينى مردم در زمينه‌ى مسائل سياسى سابقه نداشته است. بعد از اهانتى كه در روز عاشوراى سال ۸۸ به وسيله‌ى يك عده تحريك شده نسبت به امام حسين انجام گرفت، دو روز فاصله نشد كه مردم در روز ۹ دى توى خيابانها آمدند و موضع صريح خودشان را علنى ابراز كردند. دستهاى دشمن و تبليغات دشمن نه فقط نتوانسته مردم را از احساسات دينى عقب بنشاند، بلكه روزبه‌روز اين احساسات تندتر و اين معرفت عميق‌تر شده است. ۱۳۸۹/۰۷/۲۷
 
+ نوشته شده در  شنبه ۱۳۹۴/۱۰/۰۵ساعت 13:58  توسط مجتبی کشوری(خادم الشهدا)  | 

مطالبه گري و نسبت آن با آينده انقلاب اسلامي

اينكه ما مدام بنشينيم و عينك نقد و انتقاد را بر چشمان خود بگذاريم و دائما كوچكترين تحركي را كه گمان مي كنيم خلاف جهت و مسير انقلاب است را به طرق مختلف محكوم نمائيم، تا يك حدي وظيفه هر فرد انقلابي است، اما اگر به روند هميشگي و روزمره تبديل شد آن وقت است كه نه تنها نميتواند كمكي به حل مساله نمايد كه از طرفي هم ممكن است در آتي و بلند مدت مانع شتاب در مسير حركت به مقصد آينده انقلاب اسلامي باشد.

اگر بنا بود كه انقلاب اسلامي در مرحله اعتراضي خود به وضع موجود متوقف مي شد و در فضايي انتقادي باقي مي ماند كه عملا فلسفه انقلاب اسلامي و فراتر از آن حكومت اسلامي كه از جانب حضرت امام دغدغه بود آلوده به شبهه مي گرديد.

 


اساس استقرار نظام اسلامي با نگاه تمدني صورت گرفت و اين را معمار انقلاب و صاحبان اصلي انقلاب ادعا نموده اند و تعبيري غير از اين قابل قبول نيست و اين هم كه برخي فكر ميكنند مطلق انتقاد گري و مطالبه خواهي از مجموعه حكومتي مساوي است با آرمان خواهي انقلابي اشتباه بزرگي است كه گريبان گير نظام اسلامي شده است و عمدتا هم از سر جهل و بدفهمي است.


اگر معياربرخي براي انقلابي گري و انقلابي ماندن اين باشد كه صبح به صبح منتظر اين باشند كه مجموعه مسئولين دولتي و غير دولتي كلامي را بر زبان بياورند كه از قضا زاويه اي هم با اصول اساسي نظام داشته باشد (ولو بسيار كم) و براي مدتي هم دستمايه حاشيه سازي و رسانه بازي ها شود اين بر اساس مُرِّ آرمان هاي انقلاب اسلامي نيست و چنين تفكرِصرفي، هيچ به درد انقلاب نخواهد خورد.
انقلاب اسلامي در كنار مطالبه حق و آرماني خود كه صد البته لازم است، نيازمند طراحي ساختاري و نظام مند، در عرصه هاي مختلف است تا بتواند در آينده پيش روي خود دچار شكاف ها و پرتگاه هاي احتمالي نشود.

 


درگير شدن در مسائلي كه در آن يك طرف از طرف ديگر انتقاد و مطالبه دارد، كمترين ضررش عبارت است از سرگرم شدن در مسائل غير ضروري كه به هيچ عنوان در برهه كنوني محلي از اصالت ندارد و جز انفعال و فرسايش نيز ثمر ديگري براي آينده انقلاب اسلامي نخواهد داشت.
انقلاب اسلامي امروز 36 سالش تمام شده و هنوز فقر محتوايي و ساختاري در بسياري از عرصه هاي مهم آن ديده مي شود كه نه تنها درك درستي از آن وجود ندارد بلكه عزمي جدي و انقلابي هم جهت تصحيح و تكميل آن موجود نيست الا اندك دلسوزاني كه آنهم در پيچ و خم مصلحت انديشي ها و نظام فلج اداري متوقف مانده و يا با سختي در حركت است.
غرض اينكه نشستن و انتقاد كردن كه علي الظاهر سياق عملي برخي افراد حزب اللهي شده است، راحترين و بي دردسر ترين كار براي انقلاب اسلامي است و چه بسا مجموعه هاي غير حزب الهي نيز مايل به تعريف و بازي در چنين زمين وسيعي باشند و اساسا مراد و آرمان ها آنها نيز اين باشد.


حضرت آقا در جايي فرمودند هنوز به آنچه بايد برسيم و باشيم فاصله بسيار داريم و اين يعني اينكه تمركز و تمعقي در آنچه نظام تحت عنوان طرح ريزي و ساختار سازي و آينده نگري بدان احتياج دارد، صورت نگرفته است و مدام منتظريم كسي خلافي بگويد و يا عمل كند و ما نيز سر بزنگاه وارد شويم و مچ او را بگيريم كه البته بد نيست ولي در آتي خوب هم نيست.


قطعا نگارنده قائل به اين نكته نيست و نخواهد بود كه در فضايي كه برخي ممكن است با هر نيتي آرمان هاي انقلاب را مورد هجمه قرار دهند ما دست روي دست بگذاريم و سخني و اعتراضي ننمائيم، لكن حرف اين است كه روزمرگي و گير دادن هاي بي مورد به كساني كه فرمان حركت و شتاب يك ملت با آنها ست چه فايده اي خواهد داشت الا اينكه مجموعه حزب الهي و ولايي را از وظيفه اصلي خود كه كار عميق و تشكيلاتي براي نظام مقدس جمهوري اسلامي است باز مي دارد.

+ نوشته شده در  دوشنبه ۱۳۹۴/۰۸/۱۸ساعت 12:29  توسط مجتبی کشوری(خادم الشهدا)  | 

مطالب قدیمی‌تر